تبليغاتX
html> از اهالی مشرق زمین
از اهالی مشرق زمین
همتم بدرقه راه کن ای طائر قدس ___ که دراز است ره مقصد و من نو سفرم

تو مرا باور کن

ومرا نامی هست گرچه گمنام وغریب
!!!
تو...تو مرا باور کن
تو که این شعر مرا میخوانی
تو که از نام من «این میدانی»
که من آن هموطنم
پرچه در خانه ء غربت در دور
آنور آب...ولی
وطنم سبز وسفید وسرخ است
لاله هایش بسیار
دیده ها مانده بره منتظرم
چشم من نیزبراه
!!!
ناشناسم اما...نه برای تو که این شعر مرا میخوانی
تو که معنای همه حرف مرا میدانی
که مرا میفهمی
بی هرآن ترجمه ای
!!!
تو مرا باور کن
تو مرا باورکن که اگر دور ز خاک وطنم
دل من ایرانی ست
ودل ایرانی
هرگز از یاد وطن غافل نیست
تو ...تو مرا باور کن که کنون نام مرا میدانی
آنور آب ...ولی
وطنم سبز وسفید وسرخ است
وپناهش الله
وپناهش الله

شعر از فرزانه شیدا


ادامه مطلب