تبليغاتX
html> از اهالی مشرق زمین
از اهالی مشرق زمین
همتم بدرقه راه کن ای طائر قدس ___ که دراز است ره مقصد و من نو سفرم

کشیشان عزیز

همه جا کلیسا فعال است .از هر فرصتی برای تبلیغ استفاده میکند .در بیمارستان ٬بر سر تخت بیماران ٬برای اینکه به آنها آرامش داده شود . تاسیس مراکز مشاوره و ارائه خدمات مشاوره تلفنی و حل مشکلات روحی و روانی ٬مدیریت  مدرسه و آموزشگاه زبان برای خارجیها و....

در خیابانها با معذرت خواهی از شما میپرسند چه آئینی دارید ؟ حتی تک تک درب منزل ها را میکوبند و نظرشما را راجع به مسائل و موضوعات مختلف اجتماعی و یا سیاسی از جمله نظر در مورد جنگ  می پرسند .سال  پیش دو تن از  آنها که یکی اصالتا از کشور مجارستان بود و دیگری اتریشی٬ به درب منزل ما آمدند . بسیار بسیار مودب و متین . خوب شرط اساسی تسخیر قلبها محبت و احترام است .پرسیدند آیا مایلم نظر کتاب مقدس را راجع به پدیده جنگ علیه ملت های دیگر  بدانم . گفتم بفرمائید من سراپا گوشم .جملاتی را با صدایی متین از انجیل خواند. و... حرف ها  بین ما رد و بدل شد . برای کسی چون من که کشورم طمع تلخ جنگ را تجربه کرده بود همه چیز روشن و مبرهن بود . پاسخ چیزی جز نفرت  از جنگ نبود . 

و اما بعد ار آن

گفتم از سرزمین ایرانم . ما را اینجا ماموریتی است ٬ دوباره به میهن برمیگردیم . اینکه گفتم برمیگردیم ٬ کنجکاوی آنها تحریک شد . مثل همیشه .... خوب وقتی مدام  بمبارانت کنند ٬آنهم از نوع تبلیغاتی اش  طبیعی است که غیر از یکسری بحث  های تکراری چیز دیگری رد و بدل نمی شود.

دوباره بحث به کتاب انجیل رسید .

من در دوران دانشجویی ام کتاب انجیل را مطالعه کرده بودم . کم و بیش میدانستم از چه چیزهایی صحبت شده مشترکات فراوانی بین کتاب ما و مسیحیان و همینطور بقیه کتب آسمانی وجود دارد . ولی اینکه بخواهم  دین و مذهب تغییر دهم ....!؟ دوستشان دارم زیرا بسیار ارتباط بامسیحیان معتقد٬ دوست داشتنی تر ودلچسب تر از بقیه مردم است که گاها در زندگی بالکل بی خیال خالق خود شده اندولی اینکه بخواهم به تقاضای قلبی آنهاکه تا پایان صحبت هایمان  هم اشاره مستقیمی به آن نشد ٬ پاسخی بدهم .نه .

من انکار نمیکنم که بسیاری از مردمان کره زمین ٬ از جمله هم کیشان من ٬ دین خود را از پدران و مادران خود به ارث برده اند٬ولی موضوع بر سر من ٬ هویت من و اعتقادات  من است . من همیشه سعی ام بر این بوده یک تعریف جامعی از هویت خود داشته باشم  وحداقل فلسفه کارهایی که شبانه روز آنها را انجام میدهم  بدانم .دوست ندارم کاری کنم مگر آنکه  بدانم بر چه اساسی مجبور به انجام آنم .


ادامه مطلب