تبليغاتX
html> از اهالی مشرق زمین
از اهالی مشرق زمین
همتم بدرقه راه کن ای طائر قدس ___ که دراز است ره مقصد و من نو سفرم

عطارنیشابور

هنگامی که از وطن فاصله گرفتی ٬ تازه میفهمی وطنت چه بوی خوشی داشته و تو آنرا چه کم استشمام کرده ای! بوی حافظ ٬مولانا٬عطار و.... بزرگداشت میلاد عطاردر این روزها ٬بزرگداشت یک شاعر عارف مسلک نیست بلکه زنده کردن هویت من ایرانی است....شخصیت والای ادبی و معنوی عطاردر گذشته زمینه را برای افسانه پردازی های مردمان مهیا کرده است .ما حتی اگر این افسانه ها را بدوراز حقیقت بپنداریم  باز هم از شخصیت عطار چیزی کاسته نمی شود .

      عزم آن دارم که امشب نیم مست               پای کوبان کوزه*ی دردی به دست
            سر به بازار قلندر در نهم                            پس به یک ساعت ببازم هرچه هست
   تا کی از تزویر باشم خودنمای                     تا کی از پندار باشم خودپرست
     پرده*ی پندار می*باید درید                        توبه*ی زهاد می*باید شکست
     وقت آن آمد که دستی بر زنم                      چند خواهم بودن آخر پای*بست
                 ساقیا در ده شرابی دلگشای                      هین که دل برخاست غم در سر نشست
 تو بگردان دور تا ما مردوار                            دور گردون زیر پای آریم پست
  مشتری را خرقه از سر برکشیم                   زهره را تا حشر گردانیم مست
    پس چو عطار از جهت بیرون شویم               بی جهت در رقص آییم از الست


ادامه مطلب

نقطه سر خط

                          بر زیبایی ممر و مسیر چنان می آراید که تو از مقر و مقصدت غافل میمانی.

                           گاهی چنان مسیر عبورت را را با نقطه پایانی سفرت با هم خلط میکند

                                             که  می مانی کدام هدف است و کدام وسیله .

                                                           و اینها از هنربزرگ ابلیس است...

 

                                                                     مشق امشب :

                                        دنیا جز بازیچه کودکان و هوسرانی بی خردان هیچ نیست.

                                    آنچه را که  ابلیس می آراید نه در واقع٬ که در وهم و خیال٬ زیباست.

 


ادامه مطلب

آمده بود چیزی بگوید

                     آمده بود  بگوید : از خلوتی راه سعادت نهراسم و از هجوم حضور پوچی ها نترسم.

                                                             ولی نمیدانم چرا نگفت!

                                                      شاید ازدحام تنهایی ها و غربتم را دید٬

                                                              حیا کرد چیزی بگوید......


ادامه مطلب

رویا های یک دنیای عاقلانه

                                                         به نام خداوند جان و خرد

هفته پیش مقاله ای رادر مجله Geo میخواندم با عنوان رویا های یک دنیای عاقلانه.

مقاله با جمله ای از Abba eben آغاز شده بود:

                 * تاریخ به ما یاد داده است که مردم و ملت ها٬ تازه  زمانی عاقلانه رفتار میکنند 

                  که همه راه حلهای موجود را رفته اند و امتحان کرد ه اند (وبه نتیجه نرسیده اند).*

آنچه که از این مقاله طولانی نظرم را بخود جلب کرد قسمت انتهایی آن بود . بحث راجع به تلاش  متفکرین و مذهبیون و نقش پر رنگ رئیس بنیاد اخلاقی  جهان -هانس کونگ  ـ  در رابطه با نزدیک شدن ملتها و ادیان مختلف جهان و رسیدن به صلح و آرامش بود .این گروه سعی داشتند  فصل مشترکی را بین ادیان  جستجو  کنند که ادیان را با همدیگر مرتبط و متحدسازد. و به نتیجه رسیده بودند که در ادیان بزرگ جهان یعنی :یهودیت ٬اسلام ٬مسیحیت ٬هندوئیسم٬کنفسیوس ٬بودا و جینیسم و... این جوهره اساسی ٬ اخلاقی وجود دارد:

             *** به دیگران آزار نرسان اگر دوست نداری کسی همان کار را با تو کند .***

                                   که ما در آئین اسلام آنرا با این عبارت بسیار شنیده ایم:

                        *** نپسند برای خودت آنچه را که برای دیگری نمی پسندی. ***

این قانون طلایی به بیانهای مختلف  ولی یک مضمون در کنار نماد هر دین نوشته شده است . در ادامه  هانس کونگ رئیس  بنیاد اخلاقی  جهان به جرئیات آن پرداخته و آنرا در مجمع جهانی ادیان به رای گیری گذاشته .وی سعی کرده که توضیح و بسط این قاعده طلایی صرفا یک موعظه اخلاقی ویا یک مساله حقوقی یا یک مبحث فلسفی و یا یک فراخوانی و دعوت سیاسی نباشد. رسالت پرداختن به این قاعده طلایی هم بیدار کردن انسانها  آنهم با یک لحن احساسی باشد . مفهوم خدا هم در آن  وجود نداشته نباشد چرا که نماینده دین بودا در مجمع جهانی آنرا نمی پذیرد.

در پس خواندن این مقاله نسبت به شخصیت  هانس کونگ  کنجکاو شدم .در موردش تحقیق کوچکی کردم . به مطالب جالبی در باره او و نقشش در کلیسای کاتولیک و ...برخوردم از جمله این که وی الهیدان برجسته  کاتولیک سوئیسی است که در سال ۱۹۷۹ بدلیل شک و تردید در اصل عصمت و مصونیت مقام پاپی از طرف کاردینال یوزف راتسینگر ٬ یعنی پاپ بندیکت شانزدهم  فعلی که آن زمان ریاست  کنگره ایمان و تعالیم واتیکان را بر عهده داشته از تدریس در دانشکده الهیات مسیحی منع شده است.

دیگر اینکه وی در جریان یک مجمع اسلامی نظریات و تلقی خود را از اسلام بیان کرده که ناگهان در خلال مراسم عده ای از مسلمانها از جا بر میخیزند و فریاد الله اکبر سر میدهند که هانس کونگ مسلمان است .چرا که چنان ما می اندیشد . ولی کونگ اعلام میدارد که وی مسیحی است ولی راجع به اسلام مطالعه کرده و  صرفا طرز نگاه خود را به اسلام را بیان کرده است.

وی در جریان سخنان جنجالی چند ماه پیش پاپ در مورد اسلام هم موضع منطقی و اندیشمندانه ای داشته است.

من اکنون میتوانم وی را در کنار شخصیت های  ژرمن تباری همچون  گوته و خانم آنه ماری  شیمل قرار دهم که نگاهی  بدور از تعصبات قدیمی مغرب زمین به آخرین دین آسمانی دارند  و بسیارهم خرسندم که با شخصیت و ی آشنا شده ام.

 


ادامه مطلب

دست نوشته یک لاله

گهگاه واقعه اي مي لرزاندت تکانت مي دهد و هروقت که مي لرزي هوشيار مي شوي واز جهالت بيرون مي آيي و اين بار هم لرزشي است و تکاني .از آن اول که آدمها خودشان را شناختند محتاج دوست بودند . نمي دانم اين يک رفتار فطري است يا نقيض هم بر آن عارض است . ولي شايد اينطور باشد که آدم محتاج است که دوست بدارد و دوست بدارنش . شايد هم خوانده باشي که اين دوست مي تواند زمينه بسياري از کارها شود. دوست ممکن است خيلي ها را به منجلاب گناه وهلاک بکشاند و ممکن است خيلي ها را هم به سوي سعادت برساند. پس دوستي يک زمينه است و شايد بهترين راه نفوذ به وجود آدمي باشد . اگر مي خواهي در کسي تاثير بگذاري بايد در احساسات او وارد شوي . اول کار به سراغ ريزه کاري هاي عقلاني و فلسفي نرو . سعي نکن با دلايل منطقي در روح کسي وارد شوي . ابتداي کار مساعد کردن وجود مخاطب است و اين راه انقلاب قلب اوست . مي گويند مذهب زرتشت به کشاورزي اهميت زيادي ميداد و" زرتشت " گفته بود که هر کس قناتي بکند چه پاداشها برايش در روز جزا وجود دارد. ايمان به چنين مطلبي که در اصل ريشه اي از دوستي در آن وجود دارد در زمينهاي ناهموار آن سوي خراسان قناتهايي را بوجود آورده است که جاي بسي تعجب است . اين نتيجه ايمان است و اثر ايمان در يک جنبه دوستي باشد چه کارها که نمي کند.قصه قصه حب است . وقتي تمام زندگي انسان تمام افکار يک انسان بعد از خدا يک دوست باشد و آن هم دوستي همسنگ تو قصه ديگر قصه فرهاد نيست افسانه مجنون نيست . قصه لرزيدن قلبي و چکيدن اشکي است . قصه قصه غريبي است با يک آشنا ميان اين همه غريبه ها . اين دوستي مثل دوستي هاي خيليهاي ديگر نيست که با هر بادي برباد رود . دوستي ريايي و تظاهر هم نيست دوستي براي دنيا هم نيست . دوستي براي خداست .وقتي تمام برخوردها و آمد ورفت ها برايت دوستي نسازد و همه را غريبه پنداري آنگاه محجوب و افتاده مي شوي و تشنه يک دوست که او را بيابي و برايش همه دردهايت را بگويي اين بريده کلام که حاصل تکانهاي بيجاي دست توست وقتي باورت مي شود که دردمند باشي . بايد لحظه اي از غم جدا نباشي . آخر بيغمها آرام نيستند . زندگي بي غم زندگي مردگان است و چه خوب گفته است که :"ارزش هر شخصي به اندازه درد و رنجي است که او در طي اين چند روز دنيا مي کشد "

دست نوشته شهيد احمد رضا احدي


ادامه مطلب

Muhammad: A prophet for our time

                   ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد      دل رمیده ما را انیس و مونس شد

 در روزهای گرامیداشت میلاد مظهر رحمت عالم و آدم٬ محمد مصطفی ٬ لازم دیدم به کتاب تازه منتشر شده ای در مغرب زمین در مورد حضرت محمد اشاره ای کنم. 

خانم کارن آرمسترانگ نویسنده انگلیسی که تا بحال بیش از بیست اثر در زمینه مذهب و درک درست از مذاهب  منتشر کرده است ٬اخیرا کتابی را روانه بازار کرده است .به نام  محمد پیامبر زمان ما وی در این کتاب به

 تحلیل اوضاع عربستان در زمان بعثت وریشه های جنگ و خونریزی می پردازدو جهان حاضر را کاملا با اوضاع قرن هفتم میلادی در شبه جزیره عربستان قابل مقایسه میداند و معتقد است میتوان با درس گرفتن از پیامبر اسلام و الهام گرفتن از وی به اصلاح امور پرداخت

وي در بخشي از مقدمه كتاب خود اينگونه قلم رانده است:

... تاريخ سنت مذهبي در حقيقت بازتاب گفتگوي بي وقفه است ميان حقايق مافوق طبيعت و حوادث روزمره در فضايي اين جهاني است. فرد با ايمان در خصوص گذشته آئينش در متون مقدس جستجو مي كند به اين اميد كه درسهايي براي زندگي امروزش بياموزد. درسهايي كه با عمل به آنها بتواند مشكلات حاد امروز خود را حل و فصل نمايد.

و در جایی دیگر :          

محمد مشقت بسياري كشيد تا صلح را به عربستاني كه بر اثر جنگ تكه پاره شده بود بازگرداند. و ما امروز نيازمند مردمي هستيم كه چنين قدمي را براي دنياي سراسر آشوب ما بردارند.

زندگي او مبارزه خستگي ناپذيري بود در برابر حرص و طمع، بي عدالتي و نخوت. او در يافت كه عربستان در يك موقعيت تاريخي است و انديشه و روش حاكم بر آن ديگر به كار نمي آيد. پس او بود كه با كوششي خلاقانه تحولي ايجاد كرد و راه حل تازه اي يافت.

در حال حاضر ما نيز در مرحله تاريخي خاصي قرار داريم. اين مرحله با حادثه يازده سپتامبر آغاز شده است و ما نيز نيازمند آنيم كه نگاهي متفاوت را برگزينيم.

جاي تعجب آنجاست كه حوادث قرن هفتم ميلادي در عربستان درسهاي بسياري براي انسان امروز دارد. پيامبر اسلام فضاي معنوي قالب در زمان خود (پيش از مبعث)را جاهليت خوانده است. مسلمانان اغلب مي انگارند كه جاهليت به معني زمان غفلت و بي خبري Time of Ignorance و كنايه از عربستان قبل از اسلام  است حال آنكه بر اساس تحقيقات جديد، حضرت محمد (ص) اين كلمه را نه براي اشاره به دوره تاريخي معين بلكه براي اشاره به يك تفكر و انديشه خاص State of Mind استفاده كرده است. انديشه اي كه حاكميت آن مروج خشونت و ترور در قرن هفتم ميلادي در عربستان پيش از اسلام بوده است.  ماموريت اسلام ريشه كن كردن آن تفكر و برقراري صلح و دوستي در آن سامان بوده است.

من معتقدم كه بنا بر شواهد موجود جاهليت امروز هم در غرب و هم در جهان اسلام عده اي را در چنگال خود اسير كرده است و از اينروست كه جهان گرفتار خشونت و ترور است.


ادامه مطلب

شرقی ترین بانوی غرب

                                               

 

باری، در روزگاری که کم آگاهی و نبود شناخت کافی از فرهنگ و تاریخ و تمدن مشرق زمین، سبب بروز پیشداوری ها و سوءتفاهم های بسیاری در میان مردمان مغرب زمین گردیده است،‌آثار ارزشمند شخصیت ممتاز و وجود مهربان انسان هایی چون پروفسور آنه ماری شیمل می تواند در روشنگری افکار عمومی تاثیر به سزایی داشته باشد استاد شیمل در پژوهش هایش کوشیده است که با شکافتن پوسته های ضخیم و زشت قشری گری و سخت کیشی و خرافات و تعصبات بی اساس، به هسته مرکزی اندیشه های اسلامی راهی بگشاید. او صادقانه و مخلصانه در راه شناخت فرهنگ و تمدن و تاریخ شرق قدم گذارده و از طریق آثارش نه تنها چشم مردمان باختر زمین را تا اندازه ای بر روی حقیقت فرهنگ خاور زمین گشوده،‌ بلکه به ما نیز در آشنایی بهتر و بیشتر با میراث فرهنگی نیاکانمان یاری رسانده است. بانو شیمل آنجا که به شعر و ادب ایران می پردازد، با کار پررنج و دقت بسیار، تمام ادبیات منظوم فارسی را بررسی می کند تا با بازشناسی رموز و اشاره ها و استعاره های دشوار، به مفهوم نهایی و نمادین شعر فارسی پی برد.

پروفسور آنه ماری شیمل نه تنها محققی برجسته و اسلام شناسی سرشناس، بلکه نویسنده ای پرکار و مترجمی کوشا نیز است. او در شصت سال گذشته، در کنار تدریس و تحقیق در چندین دانشگاه و موسسه علمی و فرهنگی، تالیفات و ترجمه های بسیاری نیز در زمینه فرهنگ و هنر و معارف شرق انتشار داده است.

تسلط کامل پرفسور شیمل بر اغلب زبان های شرقی برای او این امکان را آماده ساخته است که در تحقیقات خود به طور مستقیم به متون و منابع اصلی و اصیل مراجعه کند و از آنها بهره بسیار برد. در میان آثار استاد کتاب های بسیاری یافت می شود که مستقیما از زبان های عربی، فارسی، ترکی، اردو، هندی و پنجابی ترجمه شده است. گذشته از این می دانیم که بیش زا دو قرن است که در دانشگاه ها و مؤسسات و مراکز علمی و پژوهشی غرب، تحقیقات گسترده و همه جانبه ای درباره فرهنگ و تمدن و تاریخ مشرق زمین انجام گرفته است و ثمره آن هزاران کتاب و رساله و مقاله است که هم اکنون در دسترسی پژوهشگران قرار دارد، هر چند در میان آنها آثاری نیز یافت می شود که خالی از خلل نیست و در مطالعه و بهره وری از آنها باید جانب احتیاط را در نظر داشت.

 

 لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید .

 


ادامه مطلب

گوته و مشرق‌زمين

 ۱۷۵سال پس از مرگ گوته

خسرو ناقد

۱۷۵ سال پيش از اين، در نخسين روزهای بهار سال ۱۸۳۲ ميلادی، يوهان ولفگانگ فون گوته، شاعر، نويسنده و دولتمرد آلمانی در سن ۸۳ سالگی ديده از جهان فرو‌بست.

                                           
                                                                                     يوهان ولفگانگ فون گوته

گوته بی‌گمان پُرآوازه‌ترين شاعر آلمانی‌زبان در همه‌ی دوران‌هاست. او با آفرينش آثارى فراتر از زمان و مكان، از جايگاهی رفيع در عرصه‌ی ادبيات کلاسيک جهان برخوردار است. گوته مظهر آزادانديشی و تجسم آيينِ «جهانْ‏شهری» دوران خود بود. انسانی وارسته‏ كه جهانِ پيرامونش را از دريچه تنگ و تاريكِ ملت‏گرايی (ناسيوناليسم) و برتری قومی و نژادی و مذهبی نمی‏نگريست، بلكه بر بنياد فلسفه اجتماعی والايی كه بر اصل «انسانيت» استوار بود و از همان آغازِ دوران جوانی سرشت او را شكل داده و سرنوشت او را رقم زده ‏بود، دست به‏آفرينش آثاری زد كه چون جام‏جهان‏نما، شرق و غرب و شمال و جنوب را به‏سان طبيعتی رنگارنگ و دريايی مواج در جلو ديدگانِ جهانيان به‏نمايش می‏گذارد و با شكوه تمام وحدت وجود جهان را به‏بينندگانِ راستين نشان می‏دهد.

برای مطالعه مطالب زیر لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید.

آغازگر گفت‌وگوى فرهنگ‌ها

مشرق‌زمين خاستگاه فرهنگ و تمدن بشرى

آشنايی با فرهنگ و تمدن شرق

گوته و فرهنگ و تمدن ايرانی

گوته و دين اسلام

آفرينش "ديوان غربى- شرقى"

 


ادامه مطلب

مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری

الــهــی دلی ده که شـوق طاعـت افـزون کنـد و تـوفیق طاعـتی ده کـه ببهشـت رهنمون کند.

الــهــی دلـی ده کـه در کــار تــو جــان بــازیـم و جــانـی ده کـه کــار آن جـهــان بـسـازیـم.

الــهــی نفسـی ده کـه حلقـه بنـدگـی تـو گـوش کند . جـانی ده کـه زهر حکمـت تـو نـوش کند.

الــهــی دانـــایــی ده کـــه در راه نـیـفـتـیـم و بـیـنـــایــی ده کـــه در چــــاه نـیـفـتـیـم.

الــهــی پـایی ده کـه با آن کـوی مهـر تـو پوئیم و زبانی ده کـه با آن شکـر آلای تـو گـوئیم.

ای عزیز نیکـویی نمـودن بدلـهـا ره یافتن است و دلنـوازی کردن بخشنـودی شتـافتن است

              ایــن امــریــسـت خـجـسـتـه کــه بـجـز صـاحــبـدلان مـقـبـل درآن قـــدم نــزنـنـد

ای جـمـلـه بـیکـسـان عـالـم را کـس 

یـک جـو کرمـت تـمـام عـالـم را بـس

مـن بـیکـسـم و کـسی نـدارم جز تـو

یا رب به فریاد من بی کس رس

 

   با تشکر ازکیمیا گر

 


ادامه مطلب

ستاره ها هم می میرند.

      

لحظاتی قبل از  تحویل سال جدید ٬برای بار دوم  فیلم زیبای "خیلی دور ٬خیلی نزدیک " رضا میر کریمی را می دیدم. فیلم پرمعنا و تاثیر گذاری است ٬به دو بار دیدنش می ارزید. دیالوگهای زیبای سامان ٬هنوز هم ذهن مرا به خود مشغول کرده است: 

"سحابی ٬هم  محل تولد  و هم محل مرگ ستاره هاست .ستاره هایی که ما الان میبینیم ممکن است سالهاست که مرده اند ولی ما به دلیل فاصله زیاد آنها را  شبها  می بینیم . ستاره هایی هم هستند که مدتهاست که متولد شده اند ولی از آنجایی که نورشان هنوز به ما نرسیده ما آنها را نمیبینیم . " 

به این فکر کردم که :

"زمین ٬هم محل تولد و هم محل مرگ آدمی  است . چه بسیار آدمیانی که سالها پیش مرده اند ولی  زنده اندو ما هنوز آنها را در بین خود مبینیم .و چه بسیار ند مردمانی که سالهاست متولد شده اند ٬دارند نفس میکشند ولی گویی سالهاست که مرده اند...". 

 


ادامه مطلب

خورشید خانوم آفتاب کن تا گل واشه دوباره . کلاغ قصه هامون خبری خوش بیاره

                      سال نویی خوش  ٬همراه  با یه دنیا زیبایی برای همه آرزو دارم.


ادامه مطلب